X
تبلیغات
رایتل

 در معنی کلمه یعنی زن وری یا زن مداری ، فمینیسم یک مکتب فکری هست و دارای گرایشهای متفاوتی است. جوهره اصلی ان توضیح ریشه های ستم بر زنان و راهای رفع ان است .فمینیستها معتقدان که زنان نیمی از جامعه همیشه(جز در دوران ابتدای تاریخی )مورد ظلم قرار می گیرند. حقوقشان به عنوان یک شهروند ویک انسان نادیده گرفته شده است.

در ایران بین صاحب نظران اختلاف هست که ایا فمینیست می تونه مسائل زنان را در ایران بر طرف کند؟ عدهای عقید دارند که با وجود تفاوت در فرهنگ ومذهب و...در مناطق مختلف جهان، مسائل زنان ماهیتی یکسان داره با انکه در اشکال مشکلات تفاوت هست. عده دیگر اعتقاد دارن به دلیل تفاوتهای زیاد در فرهنگی و اجتماعی و مذهبی ، نمی توان مسائل زنان ایرانی را با مسائل مربوط به زنان اروپایی وامریکای مقایسه کرد و برای همین فمنیست نمی تواند در جامعه ایران کاربرد داشت باشد.

از اولین فمنیستها در ایران می توان از صدیقه دولت آبادی ها، زندخت شیرازی ها و.. نام برد.برای اطلاعات بیشتر می توانید کتاب (جنبش حقوق زنان در ایران ۷طغیان ،افول وسر کوبی از 1280تا انقلاب 57) نوشته الیز ساناساریان به ترجمه نوشین احمدی خراسانی رجوع کنید

 

کتاب شامل مجموعه داستانهای کوتاست، اگر بخواهیم داستانها را بر مبناء جذابیتشان یا همان کیفیت موضوع (از نظر من خواننده)رده بندی کنیم . براین قسم اند:

زنی چای درست می کند،ساعت پنج برای مردن دیر است، زنی به ماه عسل میرود،دارالشفا، یک سونای داغ- زنی جلوی ویترین مغازه هست - زنی روی چمن نشستهاست - نویسنده روی پاگرد .

چیزی که در این مجموعه ذهن خواننده را به خود بیشتر مشغول می کند، زنها و ضمیر درونی شخصیتهای داستانهاست.این سوال پیش می آید؛ چرا آقای چهل تن از ضمیر یک زن سخن می گوید؟ هر چند نویسنده شرح مفصلی از شخصیتها ارائه نمی دهد(شاید کمی آشکار تر فقط در داستان زنی چای درست می کند) اما شخصیتها ان طور که باید نیستن شاید از لحاظ سانسور و یا مبهم نویسی داستان ،داستان گاهی کور است. اما نویسنده با مهارت تمام اشاره به آثار نا مطلوب محدودیت و آزادی بی حد زنانه دارد ، که زن را به سمت انحراف جنسی می کشاند. اما یک زن بهتر و قابل لمس تر می تواند از ضمیر یک زن بنویسد. شاید این قضاوت کمی زنانه باشد ،اما لاعقل از آن باب که در داستان جاریست...

نو نویسی یا همان عدم تکرار موضوع، جذابیت خاص به تک تک داستانها داده است.

ساعت پنچ برای مردن دیر است - چاپ اول سال 1381- انتشارات نگاه

 

بی حنجره،

صدای خموشت،

رساتر است!

بی پنجره،

فضای زمین،

خوش نما تر است!

فریاد بی صدای تو از هر صدا

با گوشهای بسته ی من ، آشنا تر است!

مکث تو از تمام صدا ها صدا تر است!

سنگین نشسته برف

بر بام

اما درون خانه

از آسمان و باغ خدا دلگشا تر است

از خنده ی ستاره و گل، با صفاتر است!

با تارهای صوتی

با نگ تو ، نارسا بود

اینک صدای تو در باد

از گیسوان دلبر جانان، رها تر است!

تهران (دفتر شعر ایستگاه بین راه)

سال اول

در سال نخست به دو علت شاگردان در تحصیل خود پیشرفتی نکردند نخست: به علت آشنا نبودن شاگردان با زبان معلمان و معلمان با زبان فارسی ؛ دگر علت جمع روزهای بود که شاگردان در سال اول به مدرسه رفتند( کمتر از 180 روز بود)، مدرسه در تمام روزهای که اعیاد مذهبی و تمام ایام ماه رمضان و ایام سوگواری و همینطور روزهای دوشنبه و جمعه در هفته و تعطیلات تابستانه(سه ماه تابستان) مدرسه تعطیل بود از این رو برای حل مشکلات بیش از حد اعتضاد السلطنه وزیر علوم و رئیس مدرسه تعطیلی های روز دوشنبه را متوقف و دگر تعطیلات را محدود نمود و همین طور تعطیلات تابستانه 40 روز اعلام شد(اولین بار در سال 1286 قمری به علت گرمی هوا مدرسه 40روز تعطیل شد و از ان سال تعطیلات تابستان به 40 روز مرسوم شد). تا سال 1240 شمسی به دستور رئیس مدرسه کار تدریس دارالفنون از دوساعت پس از برآمدن خورشید تا سه ساعت پیش از غروب ادامه داشت.

با انکه ریاست مدرسه را اعتضادالسلطنه( شاهزاد علی قلی میرزا) بر عهد داشت اما رضاقلی خان هدایت معروف به لَله باشی (او در سال 1215روز 15 محرم قمری در تهران متولد شد سه ساله بود که پدرش آقاهادی درگذشت و مادرش با محمد مهدی شحنه ازدواج می کند، شحنه به رضاقلی خان درس می دهد و دخترش از زن اولش را به عقد او در می اورد. رضاقلی توانایی زیادی در شعر و زبان آوری و نکته سنجی داشت، شعر در مدح فتحعلی شاه می سراید و ملقب به امیرالشعرا می شود. حاج میرزا آقاسی او را به محمدشاه معرفی می کند و عباس میرزا تربیت فرزند خود را به او می سپارد و به او لقب لَله باشی می دهند. وقتی ناصرالدین شاه بر تخت می نشیند مورد بی مهری شاه قرار می گیرد و زندگیش از هم می پاشد امیر کبیر او را پناه می دهد و او را به رسالت خوارز مامور می کند(شرح این واقع در سفرنامه خوارز مکتوب است.))اداره مدرسه بر عهد داشت.و بعد از او علی قلی خان مخبرالدوله ناظم شد و بخاطر آنکه پی در پی به ماموریتهای فرستاده می شود برادرش جعفرخان نیرالملک(جعفرقلی خان درس خوانده در الفنون بود و در رشته نقشه کشی مهارت داشت) امور درالفنون را برعهد می گرفت.

در سال دوم درس فارسی و عربی به معلمی شیخ محمد صالح به دروس مدرسه اضافه شد.

بنای مدرسه

بنای مدرسه دارای پنج حجره منقش و بزرگ بود که در سال اول به اتمام رسید حیاط دارای حوض بزرگی بود که در اطرافش کرتهای که در انها درختهای میوه از قبیل زردآلو و توت وشاه توت کاشته بودند و از فواره های حوض آب قنات معروف به آب شاه که صاف ترین و گواراترین آبهای مشرف تهران بود از مجرای زیرزمینی به داخل حوض جریان داشت و شاگردان برای رفع تشنگی از آن می نوشیدند، در ضلع شرقی چند مغازه ساخته شده بود که در بالای مغازه ها چند اتاق قرار داشت که سالها محل وزارت علوم و معارف بود.

کمک هزینه مدرسه به شاگردان

به شاگردان در سال 12 تا 40 تومان کمک خرجی تعلق می گرفت و سالیانه دو دست لباس اضافه در فصل زمستان لباس زمستانی از جنس ماهوت و در فصل تابستان لباس تابستانی به آنها می داد.ناهار در مدرسه صرف میشود. در سال سه بار امتحان گرفته می شود و به شاگردان به اندازه ترقیشان انعام تعلق می گرفت...

ادامه دارد...

روزهای زیادی سپری شدند و خوب، بی چکمه و بی کلاه کمی به ما و یا ما به او استراحت داده بودیم، آمدیم با آن امید که کمکی هر چند ناچیز و خام در حق هم فکرانمان کنیم.

با هم