X
تبلیغات
دکتر وقردوست

نخستین شاعر نو پردازه شعر نو:

میرزا تقی خان رفعت فرزند آقا محمد تبریزی ،شاعر و نویسنده وروزنامه نگار انقلابی، متولد 1268در تبریز ؛در مورد فوت او دو روایت جداگانه وجود دارد : روز چهارشنبه24 شهریور ماه سال1299= اول محرم سال 1339=6سپتامبر 1920،یک یا دو روز بعد از کشته شدن شیخ محمد خیابانی ،رهبر کمیته دومکراتهای تبریز {در جریانهای سیاسی روسیه ،به ویژه انقلاب اکتبر ،از ابتدا تا تحقق ان به وسیله لنین و یارانش پیوسته تاثیر مستقیمی در پیدایش افکار انقلابی و پیشرو داشت. و یکی از تاثیرات آن ظهور حذف دمکرات آذربایجان پس از شورش فوریه 1917روسیه ،به رهبری شیخ محمد خیابانی بود(شعار آنها مبارزه با کهنه پرستان سیاسی بود) تقی رفعت عنوان دبیر دوم حزب بود و به مدت پنج سال مشارکت پرشوری داشت .وی با سرودن اشعار سیاسی و اجتماعی و نوشتن نمایشنامه (از منظومه سرگذشت پرویز ،سروده علی محمد خان اویسی نمایشنامه اتخاذ نمود به نام خسرو پرویز که در دبیرستانها تبریز به در آمد.) و نوشتن مقالات اجتماعی و انتقادی به ایراد نطقها و خطابه می پرداخت، نمونه پرشور این نطقها دوم دی ماه سال 1296با وجود با مساعد بودن هوا با استقبال چشمگیر مردم تبریز مواجع شد. وی سردبیر روزنامه تجدد (روزنامه ارگان کمیته دمکراتهای تبریز )بود.وی با همکاری ابولقاسم فیوضات، نطقهای خیابانی و اعلانه های مربوط به جمهوری مستقل آذربایجان و گاه شعر و قطعه های ادبی را در آن به چاپ می رساند.} دست به خودکشی زد؟! ، بیست وچهار ویا بیست وپنج شهریور ماه 1299در سن سی ویک سالگی به طور مشکوکی کشته شد و مکان آرامگاه ابدی او مشخص نیست.به گفته یحیی آریان پور : هر چه بود تقی رفعت ،قربانی پیوند بد عاقبت سیاست و روزنامه نگاری یا سیاست و ادبیات شد.

رفعت بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی به ترکیه رفت وتحصیلات عالی خود را در استانبول ادامه داد و به مدت چند سال مدیریت مدرسه ناصریه ایرانیان در ترابوزان را بر عهد داشت ،در سال 1به علت تصرف ترابوزان توسط قوای تزاری روسیه ،ترابوزان را ترک کرد و به تبریز بازگشت ؛وی به تدریس زبان فرانسه در دبیرستانهای تبریز پرداخت. او به زبانهای فرانسه ترکی(استانبولی) و فارسی شعر سروده است اما اشعار او از حیث فرم ومضمون با شیوه سنتی شعر فرق داشته در واقع در آن قافیه رعایت نشده بود و مصرع های مساوی نداشت . وی مکتبی به وجود آورد تحت عنوان مکتب رفعت از جمله پیروان این مکتب احمد خرم، تقی برزگر،حبیب ساهر و یحی میرزا دانش(آریان پور) بودند؛البته این مکتب مورد مخالفتها و انتقادهای تند ادیبان داخلی ؛اعتصام الملک، بهار و ایرج میرزا و همین طور ادیبان خارجی گردانندگان روزنامه کاوه برلین(گردانندگان روزنامه کاوه :تقی زاده ،علامه قزوینی، جمال زاده و کاظم زاده ایران شهر بودن)قرار گرفت. اشعارش نخست در مجله ادب که از طرف دانش آموزان انتشار می شود به چاپ رسید همین طور در در روزنامه تجدد و در نشریه ادبی خودش به نامه آزادیستان(در طول شش ماهی که حزب دمکرات آذر بایجان قیام کرد و حکومت آذربایجان را به دست گرفت در پانزده خرداد سال1295 نشریه کامل ادبی خود را به نام آزادیستان منتشر کرد،که البته این نام پیشنهاد اسماعیل آقا امیر خیزی از رهبران حزب دمکرات آذربایجان بود. و در واقع نشریه هواخواه تجدد در ادبیات بود؛ اصطلاح تجدد را در مقابل اصطلاح فرانسوی رنسانس اورده اند و مقصود از ان دگرگونی حیات اجتماعی ،علمی و هنری است.که در ان شعرهای شمس کسمائی به چاپ رسید.عمر مجله فقط در سه شماره بود و شماره چهارم ان در تاریخ بیست شهریور 1299با سر کوب نهضت دمکرات اذربایجان به دست مهدیقلی هدایت (مخبر السلطنه)سر کوب شد ، و به انتشار نرسید.)

برگرفته از:

1- تاریخ تحلیلی شعر نو - نوشته شمس لنگرودی

-2دائرةالمعارف شهر تبریز:

www.tabrizinfo.com