X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

 

 

حجاب چیست: آنچه موی سر و بدن زنان را می پوشاند.حجاب اسلامی: پوششی کامل برای پوشاندن بدن زنان از چشم نامحرم، شامل چادر یا مانتو، شلوار، مقنعه یا روسری.(فرهنگ روز سخن- دکتر انوری)

در زمان تیمور:

پارچه سفیدی که سر تا پای انها را می پوشاند و نقابی از موی اسب که بر چهره می افکندند تا هیچ کس آنها را نشناسد.

در زمان شاه عباس بزرگ صفوی:

زنها از چادر و روبند استفاده می کردند که به طوری که آفتاب هیچ وقت به صورت انها نمی تابید و زنها همانند مردان شلوار و جورابهای مخمل گلی می پوشیدند.

در زمان شاه صفی صفوی:

چادر سفیدی تا روی مچ پاها و تنها شکاف کوچکی داشت که از انجا به زحمت جلوی خود را می دیدند.

در فاصله شاه صفی تا شاه سلیمان صفوی:

چادر بلند و تنها با دو سوراخ در محذات چشم برای دیدن جلوی پایشان را بتوانند ببیندند.

در زمان آقا محمد خان قاجار:

زنان روستای خودشان را بیشتر از زنان شهری می پوشاندند و در خانه به سر می بردند.

در زمان فتحعلی شاه قاجار:

چادر بلند به همراه روبند همانند دورهای پیشین.

در زمان محمد شاه قاجار:

چادرهای بلند مشکی و به سر خود پارچه ای سفید می انداختند که در مقابل چشمان چند شبکه داشت و بوسیله آن جلوی خود را می دیدند. ساق پاها را در شلواری گشاد یا چاقچوری(شلواری که جوراب به آن دوخته شده باشد) شکل می پوشاندند. و کفش ها شان یک نوع پاپوش زرد رنگ یا سبز رنگ بود که نوکش برگشته و پاشنه ای باریک داشت.

در زمان ناصر الدین شاه قاجار:

چادرهای از جنس چیت و بندرت از جنس ابریشمی به رنگ آبی تیره بود که از سر تا پاشان را می پوشاند و فقط چشمهاشان از پشت روبند توری یا قلاب دوزی شده که در زیر چادر به صورت می انداختن، به بیرون دید داشت و یا با چادر روی خود را جلوی نا محرمان می پوشاندند و در زیر آن یک شلوار آبی یا سبز گشاد که وظیفه دامن داشت به پا می کردند، که جوراب به ان دوخته شده بود(چاقچور). و سرپایی های کوچک پاشنه دار به پا می کردند که فقط نوک پاها در آن جا می گفت و از قسمت کف پا به زحمت تا نصف پاشنه می رسید و برای حفظ تعادل، آنها را روی زمین می کشیدند.

در زمان مظفر الدین شاه قاجار:

چادر سیاه که از پارچه بالنسبه لطیف، اما بدور از هیچ ظرافت و زیبایی خود را می پیچاندند، این چادر در قسمت بالا که معمولا جای قرار گرفتن صورت بود از هم باز می شود و در جلوی صورت خویش دستمال بلند و سفید که بالای آن مشبک آویزان بود می بستند.

در اویل زمان رضا شاه:

چادر به همان شکل مشکی و بلند و روبند توری و چاقچور پوشش مطلوب به شمار می آمد و تنها یک بانو، خانم ناصرالملک بیوه نایب السطنه پیشین کشور در ضیافتهای شام سفارتخانه ها بدور از چادر حاضر می شود(البته مجالسی که فقط اروپاییها در ان حضور داشتند و از ایرانی ها دعوت به عمل نیامده بود).

در طول زمان رضا شاه:

در فاصله سالهای 1313 تا 1314 بعد از سفر رضا شاه به ترکیه اقدام به واقعه کشف حجاب زد، و زنان با فرمان رسمی کشور بی حجاب در صحنه اجتماعی ظاهر شدند.

مجازات زنانی که مرتکب عمل مخالف عفت می شدند:

در زمان شاه عباس بزرگ صفوی:

در این مورد مردان حق هر گونه مجازاتی حتی مرگ را در مورد همسران خود داشتند و حتی زنان منکوحه اگر زنا می کردند و مدلل می شودند را فورا می سوزاندند.

در فاصله زمان شاه صفی تا شاه اسماعیل صفوی:

( در شیراز) به روایتی روی قله کوهی (در نزدیکی آرامگاه سعدی) قلعه ای بنا شده و بالای آن در قله کو چاه مربعی از سنگ کنده بودند و می گفتند، زنان زناکار را در آن می اندختند اما امروز محل نگهداری کبوتران است.

در زمان سلیمان صفوی:

زنانی که نسبت به شوهرانشان وفادار نبودند و خیانت می کردند، از بالای مناره مسجد به پایین پرتابشان می کردند. و دخترانی که مرتکب عملی خلاف عفت می شدند، سرشان را می تراشیدند و به صورتشان گل و کثافت می مالیدند و وارونه سوار خر می کردند(به طور که صورت فرد به طرف دم خر قرار می گرفت.) جلاد با چنین وضع و حالی، دختر را به دور کوچه ها می گرداند و لحظه لحظه فریاد می کشید: وای به حال دختر بدبختی که شرافت خود را حفظ نکرده است. و همین طور قوانین به پدر و مادر و اقوام دختر اجازه هر برخوردی با دختر متخاطی را می داد.

در زمان ناصرالدین شاه قاجار:

زنان بدکاره را بعد زدن شلاق سرشان را تراشیده، لباس مردانه به تنشان پوشانده و ماست به سرشان مالیده و صورتشان را به کلی سیاه می کردند و آنها را پشت رو سوار یابو می کردند و پاهاشان را محکم به زیر شکم یابو می بستند و در شهر می چرخاندند و کسبه طبق معمول یک یا چند سکه مسی یا نقره به داخل سینی در دست جلاد سرخ پوش یا میر غضب می انداختند و انها را مورد مسخره و سنگ می اندختند.

نمونه دیگر تنبیه در تهران: دختر شانزده ، هفتده ساله ای رقاصی را به جرم بدکارگی و مراوده داشتن با منزل اروپاییان در نمد پیچیده، ضمن مالیدن و خورد کردن در میان نمد خشن آنقدر در زیر پاهای سنگین خود لگد مالش کردند تا جان دهد.

نمونه ای دیگر در شیراز:در اطراف شهر شیراز چاهی علی بندر با عمقی بیشتر از 550متر بوده است که زنان منحرف و بدنام را بعد از ترشیدن موی سر و برعکس نشاندنش بروی لاغ توسط جلاد(سرخ پوش) در کل شهر می گرداند و در اخد به درون ان چاه می انداختند و یا شوهرش و فامیل با توافق شوهر زن خطا کار را مسموم کرده و به دورن چا می انداختند و یا محرمانه از شهر بیرون انداخته و یا به نقطه دور دست تبعید می کردند یا در بیایان رهایشان می کردند.

حال نمونه ای از زن خطاکار به روایت ادوراد براون:

روزی خدمتکار براون به اتفاق سه پیشخدمت در بازار چشم شان به پسرکی زیبا می افتد که یک کلاغی (نوعی دستار) به سر گذاشته و درکنار مردی نشسته بود، وقتی با دقت نگاه می کنند متوجه می شوند که اویک زن است که موهایش را در زیر کلاغی پنهان کرده زن جوان را نزد داروغه بده و داروغه بعد از فهمیدن مطلب خشمگین شده و شروع به ناسزا گویی می کند و دستور می دهد زن جوان را در زندانی مهر و موم شده حبس کرده و نگهبانی می گذارند تا کسی او را نجات ندهد و فردایش فرمان می دهد او را در جوالی جا داده و چوب بزنند و موهایش را ترشایده و آزادش کنند.

 *کلیه مطالب فوق برگرفته از کتاب زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی  نوشته: میترا مهر آبادی - نشر روزگار - چاپ اول بهار ۱۳۷۹