X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نگاهی کوچک به رمان درخت انجیر معابد (نوشته : احمد محمود_انتشارات معین)

نوشته کوچکی که ما می توانیم در باره این رمان پر ارزش بنویسیم این است که نویسنده با تمام دقت زندگی فردی معتاد را به روایت در اورده است ان هم انچنان با ریز بینی ، دقتی قابل لمس.شخصیتهای اصلی رمان:فرامرز پسر بزرگ خانواده آذر پاد :یکی از بیشمار انسان های که برای تسکین در خود و عدم توانایی خویشتن در انجام خواسته خویش رو به اعتیاد آورده است محمود آنچه واقعیت زندگی فرامرز است را با تمام جزئیات می نویسد مثلا دوران خماری که برای یافتن پول سر گنجه عمه تاجی می رود با گفتن ان دروغ ها. یا در دوران نشیگی بیاد آوردن خاطرات گذشته بیان کارهایی(انتقام) که در آرزوی انجام دادنشان هست قولهای که برای ترک کردن به عمه تاجی می دهدو باعث آزار اطرافیانش است که خود بران واقف، فرامرز یک قهرمان نیست اما ضد قهرمان بودن هم کمی بی لطفی است .عمه تاجی پیر زنی که تنهایی را صرفا از ترس اشکار شدن یک مشکل جسمی برگزید. میشود گفت زنی از قشر زنان نسل های پیش هر انچه آید هر انچه بشود و در انتظار اخر راه.. و کمی تقسیر کار ....... .سوا از همه متن کتاب برای فردی که هرگز با فرد معتادی در ارتباط نبوده است بسیار جذاب است و برای فردی که ان را حس کرده بسیار زنده. نویسنده از زیاده نویسی خود داری می کند درک ان را به توانایی و دقت خواننده ها وا می گذارد.پایان جلد اول انقدر کامل است که خواننده را به این فکر وا می دارد جلد دیگر کتاب به چه چیزی می پردازد؟ و همین طور اغاز دوباره کتاب جذاب است ان روی زندگی فرامرز طوری تصور می شود که شاید آرزوی فرامرز در دوران آسودگی زندگی اش دکتر شدن بوده است. شروعی دوباره، برای رمانی که حتی اگر در جلد اول به پایان می رسید هم کامل بود. پایان کتاب برای چند وقت خواننده را به فکر وا می دارد قصد فرامرز گرفتن انتقام از همه و همه چیز بود؟یا....