X
تبلیغات
نماشا
رایتل

رمان تاریخ زندگی خصوصی ملت هاست. "بالزاک"

نویسندگانی زیادی به زبان فرانسه داستان می نویسند با انکه خود فرانسه زبان نیستند مثل البر کامو.....و توانسته اند جوایز قابل توجه دریافت کنند تفاوت موضوع ونوع بیان نویسندگان غیر فرانسه این امکان را برایشان فراهم می کند در سطح وسیعتر اثارشان را انتشار دهند . در زیر اسامی نویسندگان غیر فرانسه امده که امسال 4 جایزه از 6 جایزه ارزشمند کتاب فرانسه را دریافت کرده اند:

جاناتان لتیل دو جایزه( گنکور) و جایزه( آکادمی فرانسه) را به خاطر کتاب (انسانهای مهربان) دریافت کرد. جایزه بهترین نویسند زن به (نانسی هوستون )کانادای به خاطر کتاب( خطوط اشتباه) تعلق گرفت.آلن ما بانکو نویسنده کنگویی الاصل به خاطره کتاب (خاطرات یک خارپشت) جایزه (رنودو)را دریافت کرد و لئونورا میانو کامرونی به خاطره کتاب (حواشی روزی که در پیش است) جایزه (کنگور دبیرستانی ها) را از ان خود کرد.

 

طاهر بن جلون هم جز نویسندگان غیر فرانسه است که به زبان فرانسه کتاب می نویسد (مرد خسته ) طاهر بن جلون در سال 1994جایزه مدیترانه را از ان خود کرد. طاهر بن جلون مرد خسته را برای اعدادی احترام به پرامودیا انا تا تور وحمایت نویسنده از نویسند نوشته است.آنا تا تور نویسنده اندونزیایی است که در جاکارتا تحت مراقبت وممنوع القلم است. او در سال 1954 رمان فساد را منتشر کرده .جلون در باره رمانش می نویسد:( رمان درباره فساد ،فاجعه ومصیبتی که دامنگیر کشورهای شمال وجنوب شده است.) نویسنده درباره کتاب خود می نویسد بی شباهت با رمان فساد نیست و قصد خود را از این کار اینطور بیان می کند: برای این که به وی ثابت کنم زیر سقف آسمان ، کیلومترها دورتر از مملکت او ، هنگامی که بد بختی مشترکی دامنگیر انسان می شود ، همگان گرفتار یک شیطان هستند.

مرد خسته*

داستان با توصیف راوی از مراد اغاز می شود تا صفحه 15کتاب که نویسنده شروع می کند به نوشتن افکار وتعریف رویداد ها و حلاجیشان به زبان مراد تا پایان کتاب. او مهندس است و مسئولیتش مطالعه پروژهای ساختمان سازی است.مردیست که در مراکش زندگی میکندو از نظر مالی و روحی در شرایط نامطلوبی به سر می برد . او می خواهد به تنهای درمقابل رشوه خوارهای محل کارش بایستد. با همسرش اختلاف دارد وازدواجش را از اول غلط می پندارد در ارزوی رسیدن به دختر خاله اش ناجیه است و از سوی همه به علت بدی وضع مالی ترد شده (این باور اوست) به او پیشنهاد رشوه( و یا به قول حاج حمید همکارش که او با دریافت مبلغهای نه رشوه که ان را اقتصاد موازی می نامند.در اجتماع دارای احترام است او هر سال به حج می رود به فقرا کمک می کند.....) می شود .کتاب در بر گرفته حرفهای درونی مراد است مردی که می خواهد شرافتش را حفظ کند اما می خواهد به خواستهایش برسد. او تنهاست و نامناسب بودن رابطه اش با همسر ومحیط کارش باعث می شود تا درون خود با (دو شخصیت) دو صدای مجزا از هم بر خورد کند تمام این حالت زاده فکرش هستند همان که باعث بروز بیمار می شود. دو صدا به بحث با هم می پردازند پول گرفته نشود صدا اول چون با تمام باورهای مراد این عمل مطابقت ندارد در واقع یعنی خیانت به اصولی که به ان می بالید یعنی شرافتش. صدای دوم پول باید گرفته بشود چون حق اوست و به ان بسیار نیاز دارد تا دختر بیمارش را برای بهتر شودن حالش به جای مناسب ببرد و به ناجیه برسد. تصمیم خودرا می گیرد باید کمی انعطافپذیری به خرج دهد. او احتیاج دارد دلیل بیاورد که به ان پول نیاز داردو ان حقش است ،حقی که تا حالا وارد جیب دیگری می شده.(به خودم می گم : خوب ، عوض کردن زندگی ! بهم جواب مده: نه ، عوض کردن زندگیت . صداشو می شنوم که داد می زنه و روی کلمه (زندگیت) طوری که انگار کر باشم، اسرار می کنه بعد صدا نا جور تر میشه و حتی فحش می ده :(عوض کردن زندگی .فکر می کنی شاعری ، ویا انقلابی یا یه قهرمان . مرتیکه بدبخت ! منظور اینکه این زندگی فلاکت بار رو عوض کنی از این بیچارگی در بیای، کمتر بدبختی بکشی ، همین. ص 40) پول گرفته می شد ومراد به شرافتش پشتپاه می زند وصدای اول هم ناگهان خاموش می شود.او در راهی قدم بر میدارد که خود نیز اعتقاد دارد راه بازگشتی نیست . دختر را به جزیره می برد تا حالش بهبود یابد این را صدا می گوید این طور بهتره، او می تواند با پول کارهای مناسب انجام دهد در واقع می خواهد با بردن دختر وایجاد خاطرات خوش برای او از نادرستی کارش بکاهد. می توان نوشت داستان در حال جریان دارد در زندگی ما درامد کم هزینه های بالا زندگی. سنتی گرایانی که ظاهر را مهمتر از نفس کار میدانند . نویسنده سعی دارد ریاکاری ،جاه طلبی وابتذال را به رشته تحریر در اورد و به حق هم می تواند این کار را انجام دهد. مراد به دنبال بهشت موعد خود است انجای که به انسانها بخاطر انسان بودنش احترام گذاشته شود .

*مردخسته-طاهر بن جلون -ترجمه: سمیه نوروزی -انتشارات ققنوس