X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل



نوشته زیر متعلق به دختریست 9 سال و همان طور که حتما با دختر بچه ها مواجع شدین عاشق حرف زدن هستن .این دختر مهربون علاقه زیادی به داستان گفتن برای دیگران وخواندن داستان با صدای بلند دارد. گاهی اوقات برای 1 روز پیش ما می اید خندهمان می گیرد وقتی با دستان کوچک واستخوانیش کتاب به دست می گیرد وبلند برایمان می خواند اقبال با ما بود و پیش ما امد وچون ..ازش خواستیم درباره نویسنده مورد علاقه اش بنویسه وما در وبلاگمان انتشارش دهیم. نوشت و ما هم به قولمان وفا کردیم هر چند کمی دیر .                                                          متن زیر نوشته اوست با هم می خوانیم:

صمد بهرنگی به نظر من یک نابغه بزرگ است. من خیلی او را دوست دارم راستی برایتان بگویم که من اولین کتابی که از صمد خواندم کتاب ماهی سیاه کوچولو بود این داستان بسیار زیبا ودلنشین هست .صمد بهرنگی داستان های زیادی نوشته است مثلا پیر زن و جوجه ی طلایی ، پسرک لبو فروش ، کچل کفتر باز ، قصهءاه ، افسانه محبت و 24 ساعت در خواب بیداری که این داستان به نظر من خیلی زیبا است. من ماهی سیاه کوچولو را در سال ۱۸/۱/۸۳ خواندام من از این داستان می فهمم ماهی سیاه وچولو باید حرف مادرش را گوش می کرد ولی او دوست داشت مهتاب را ببیند این ارزوی ماهی کوچولو بود من از همین چیز ماهی سیاه کوچولو خوشم امد برای این که می خواست به ارزویش برسد از همه چیز گذشت حتی از جانش .